تبليغاتX
روزها و کاغذهای مچاله

نوشتن ، انفجار قلب است در سکوت...

  با سلام یا بدونِ....

سطر اول را که مینویسد

 ورقه را خط خطی میکند

 و خودش را مچاله !

 نویسنده ای کهنسال است

 و زندگی اش را سیاه میکند.

 در پایان روز

 -مثل هر روز-

 تمام سطرهای زندگی اش خط خطی است

 و سطل زباله

 پر از روزهای مچاله!!!

                       رضا اسمائیلی

----------------

درد و رنج در زندگی زنان همانند گربه ای است که خود را به پای انسان می مالد . زمانی که کارهای روزانه شان را انجام میدهند ، گربه قلبشان را در دست میگیرد و بین پنجه هایش می چرخاند و آن را همچون موشی دم مرگ به بازی میگیرد. این گربه حتی زمانی که گوشه ای نشسته و کار خودش را انجام میدهد ، وجودش همچنان در زندگی زنان احساس میشود ، زیرا انها میدانندکه او در هر حال وجود دارد و هرگز از ذهنشان خارج نمی گردد. حتی به هنگام خواب گربه ، صدای نفس هایش انها را عذاب میدهد ؛ همانند زمانی که در جنگل هستیم و صداهایی میشنویم که نمیدانیم چیستند و از کجا می ایند.

اما مردها هیچگاه نمیگذارند درد و رنج در وجودشان باقی بماند . به محض انکه چیزی سبب ناراحتیشان گردد ، با خشم و رفتار خشونت امیزشان ، اعتراض و نارضایتیشان را نشان میدهند ؛ اما زنان همانند نطفه ای آن را در دلشان پرورش میدهند ؛ تا جایی که این درد منجر به نابودیشان گردد و برای آنکه ساعات دردناکشان را با راحتی بیشتری بگذرانند ، مشغول خواندن کتاب میشوند . کتاب پشت کتاب و در نهایت به آن چیزی دست میابند که در لحظه لحظه ی روزهای زندگیشان وجود دارد : امیدها و تنشها ، تحقیرها و بخشش ها ، و گربه ای بدبخت در حالی که زیر نوشته هایش خوابیده است و از لاغری کمرش فرورفته ، و به او پناه آورده است...
                                   زندگی در اتاق کار - کرستین بوبن
---------------------------------------------------------------


در عجبم از مردمي که خود زير

 شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند،

 و بر حسيني مي گريند که

آزادانه زيست
                           علی شریعتی

                             با من باشید

!! نوشته شده توسط ندا | | سه شنبه 23 مرداد1386 •

راستي من هنوز هستم؟

 

از دست اين بلاگفا

.

.

.

.......................!

!! نوشته شده توسط ندا | | دوشنبه 15 مرداد1386 •